عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
299
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى
قسم سيّم در معد وآن مشتمل است بر چهار فصل . فصل أوّل در أزليّت وأبديّت أرواح بشرى چون / 150 - B / محقّق شد كه أرواح بشرى مجرّدند ، لاجرم آمد كه أزلي باشند ، چه اگر أزلي نبودندى قوّت حدوث آن بمحلّى قائم بودى ، از بهر آنك قوّت حدوث امكان استعداديست كه أمرى وجودي بود نه لا استحقاقت وجود وعدم بالذّات كه أمرى عدمي باشد . وچون وجودي بود اقتضاى محلّى وجودي كند وآن محلّ مادّهء بدن نتواند بود ، وإلّا چون محل موجود شدى درو منطبع بودى ، چه محلّ امكان شئ محلّ أو بود بعد از وجود ، چنانك در ساير كائنات ظاهر است ، وحينئذ / 150 - A / مجرّد نبودى . ونيز بايستى كه بخراب بدن معدوم شدى ، از آن روى كه شرط فيضان « 1 » أو از مبدأ واجب استعداد بدني بودى ، واز انتفاء شرط انتفاء مشروط لازم . وآنچه گفتهاند شرط حدوث اوست نه شرط بقاء ، أصلى ندارد ، چه اگر بقاء علّت كه مبدأ واهب است در بقاء أو كافى بودى از دوام علّت دوام أو لازم آمدى پس أزلي بودى وهو المطلوب ، واگر بقاء علّت در بقاء كافى نبودى ، از انعدام شرط وجودش انعدام أو لازم
--> ( 1 ) . بر اثر سرايت رطوبت ، اين كلمه تا حدود زيادى محو شده است . بهر روى از قرائت خود بىگمان نيستم .